ميرزا محمد حيدر دوغلات
723
تاريخ رشيدى ( فارسي )
( خاندان مىشد . بزرگ خاندان ، سالخوردهترين شخص از آن دودمان بود و نيازى به ارث و حق ارشديت نداشت . در نتيجه اين امر در بسيارى از امور بخارا تداوم يافته و فرق اساسى ميان خاقانها يا خانهاى بزرگ و شاهزادگان تيولدار وجود نداشته و فهرست هر دو آنها به هم آميخته است . » ( ج 2 ، ص 713 . ) عبيد اللّه تيولدار خاص بخارا بود همچنانكه در متن مذكور شده ؛ اما در دوره مورد نظر عملا سلطان اوزبكان بود هرچند كه كوچ كونجى ( ياكوچم خان ) اسمأ متصدى آن سمت بود . ظاهرا عبيد اللّه در 940 هجرى يا 1533 ، قبل از آنكه خود را خاقان بنامد ، طى دو دوره سلطنت ، بر تمام ماوراء النهر و بخارا حكومت داشته است . سلطنتهاى مذكور عبارت بود از سلطنت كوچ كونجى ، 30 - 1510 ، سلطنت ابو سعيد ، 33 - 1530 ، و پس از آنها سلطنت عبيد اللّه در مقام خاقان ، 39 - 1533 . به گفته آقاى استانلى لينپول ، « علىرغم آنكه پايتخت سمرقند بود ، يك نزاع دائمى در ميان سلسله شيبانى وجود داشت و گاهى حكومت مستقلى در بخارا ايجاد مىشد . » ( ر . ك : استانلى لينپول ، كاتالوگ سكههاى شرقى در موزه بريتانيا ( sum . tirb ni snioc . tneiro . tac ) ، 7 ، ص 14 ؛ همچنين به استكويس ، ) cte , . tsih'd leunam ، ص 157 ) . ( 136 ) . [ ظاهرا شاهى بيگ خان از خراسان به ماوراء النهر آمده تا به قصد جنگ با قزاق عازم دشت قيچاق شود . اما مترجم انگليسى آن را چنين ترجمه كرده « . . . شاهى بيگ خان تصميم گرفت به قزاق در ماوراء النهر كه دشت قپچاق ناميده مىشود ، حمله كند . » و مصحح انگليسى براى رفع اشتباه چنين توضيح داده است : ( م ) ] اين عبارت ترجمه تحت اللفظى است ، اما ظاهرا در ارتباط با دشت قپچاق و ماوراء النهر به عنوان يك محل و يك منطقه واحد ، اشتباهى رخ داده است . به احتمال زياد معنى عبارت اين است كه شاهى بيگ براى حمله يا مقابله با قزاقها يا اخراج آنان از دشت قپچاق ، به ماوراء النهر آمد . ( 137 ) . طغاى : خال ، خالو ، دايى . ( م ) ( 138 ) . [ در ترجمه انگليسى چنين آمده : « مبرهن است كه شاهى بيگ خان در مقابل نيكىهاى محمد حسين ميرزا با او خوشرفتارى كرده با تو صد برابر نه ، بلكه هزار برابر بهتر رفتار خواهد كرد ، تو بسيار بيشتر از آن به او خدمت كردهاى . » و سپس چنين توضيح داده : ( م ) ] از نسخه تركى و در متون فارسى ، همين معنى مستفاد مىگردد ، اما عبارت مبهم است . - راس . ( 139 ) . يعنى اكنون زمانه عوض شده . ( 140 ) . يعنى اگر حافظ با من همراه شود . ( م ) ( 141 ) . يا جانشين . يعنى به جاى من در حق تو پدرى خواهد كرد . ( 142 ) . كلات نادرى - به اسم جديد - در خراسان . ( 143 ) . لب درياى خجند - 914 ( م ) . ( 144 ) . خراسان - 912 ( م ) . ( 145 ) . [ در ترجمه انگليسى به جاى مصدق . . . است ، چنين آمده : « و حوادث پريشان اين ايام مؤيد آن اعتقاد است . » سپس اين توضيح را به آن افزوده است : ( م ) ] در نسخه خطى تركى چنين آمده : مصدق اين مقال بيان احوال خود من است . ( 146 ) . يعنى سلطان حسين ميرزا بايقرا كه تخلصش چنان كه ديدهايم حسينى بود . ( 147 ) . در متن اصلى ، چيزى شبيه به « نيلها » خوانده مىشود . از روى متن انگليسى ، « برجها » نوشته شد . ( م ) ( 148 ) . عقال : ريسمانى كه بدان زانوى شتر را بندند ؛ رشتهاى كه تازيان دور سر بندند . فرهنگ فارسى معين ( م ) . ( 149 ) . 9 - 1508 ميلادى [ 914 ( م ) ] . ( 150 ) . [ در ترجمه انگليسى اين قسمت حذف شده و در توضيح آن چنين آمده : ( م ) ] در اينجا ، ايجاز يا مختصرى از